زنده تر از ما ...

قدم هایم را بلندتر برداشتم ، چند قدم مانده به او از پشت سرش گفتم :سلام بابا .

سر بلند کرد و به عقب برگشت . با لحن شادی گفت : سلام مامانم خوبی کجایی؟

گفتم : تو غسالخونه ام .

بیل را رها کرد و از گودال قبر بالا آمد .آویزان گردنش شدم و بوسیدمش . او هم مرا بوسید .دست هایش را که تا چند لحظه پیش بیل می زدند ، گرفتم و به کف و پشت دستانش که از سختی و شدت کار قرمز و زمخت شده بود ، دست کشیدم . چند بار آنها را بوسیدم .بابا هی میگفت نکن.زشته جلوی مردم . بعد پرسید چکار میکنی اونجـا؟

گفتم : کار که زیاده شهدا خیلی اند.

باز پرسید: نمیترسی؟

گفتم اولش میترسیدم ولی حالا دیگه ترسم ریخته . با این حال یه وقتایی یه حالی میشم بهم میریزم .

گفت: این ها هم مثل ما انسانند. ترس نداره .اینها هم زنده بودند مثل ِ ما ، ولی الان زنده ترن . فرقمون اینه که اینها رفتند به دیار باقی و ما موندیم تو دنیای فانی ...


قسمتی از کتاب "دا" نوشته ی سیده زهرا حسینی 

هفته ی دفـآع بـا اخلـآص ...

هفته ی دفـآع مقدس گــرامی بــآد....

شهــدا را یـآد کنید حتی بـآ صلــواتی ...

شهـدا نوشت:شرمنده ی همتون هستم شهــدا ....شرمندم.....اینجــآ فقط به حرمت پــآکیِ گذشته ام برپــآست...وگرنه من امــروز هیچم...دعـآ کنید عـآقبت بخیر شم ....

التمــآس دعــآ...

آرمیــتــآ مثل پَــری ....

حضرت آقــآ

به شمــآ نمی شوَد دل نبستـــــ

برای شادی روح شهید علیرضایی یک صلوات ختم کنید...

التـِـمــآس دعـــآ

قصه ي پدر...


نمي دانم مادرت قصه ي پدر را كي به تو خـــواهد گفت!

وقتي كه تو هم براي خودت مصطفي اي شدي ...!

و آن روز تو هم باور داري كه پــــدر زنده است ...

و هــــنوز نفس مي كشد....

خـــدايا اين پسرك .....

پدر پسرك،  نيم نگــاهي...

فاتحه مع صلوات

كـــــربلا سلام...

مگه نه اينكه زندگي بدون تو بدون عشقه 

مگه نه اينكه سجده روي خاك تو قانون عشقه

مگه نه اينكه هر كي كربلا ميره مديون عشقه 

مگه نه اينكه هر كسي شهيـــــــــد ميشه، مهمـــــون عشقه...



التمــــاس دعا..

...دوباره دلم

اينجا رو خاك گرفته...

ببخشيد همتون مخصوصا شما حاج همت..

دل منو خاك نگرفته دلمو غبـــــــار گرفته...

تا محرم ... 11 روز 

و من فقط 11 روز وقت دارم غبار را پاك كنم...

چه سخت است!

هفته ی دفاع مقدس گرامی باد

شهید محبــــــوبم نیازمند یاری تو هستم ...به قلب من بیا

خدایا!

چند وقتی بود که تو را گم کرده بودم

میان صداها و رنگ ها و آدم ها

در هیاهوهای برای هیچ

امروز دلم میخواهد من هم برایت آوازی بخوانم

اشک بریزم تا شاید لبخند بزنی

بگویم که چقدر دلم برایت تنگ شده بود!

راستی، آن روزها تو گم شده بودی یا من؟!


منبع:او بود که مرا ساخت

این خاک تیره ...

خدایا ، چقدر بدبختم! چقدر بیچاره ام!

چه روزگار تیره و تاری دارم! ای درد ،ای غم بیا و سراپای وجودم را پر کن .

ای امید، ای آرزو مرا برای همیشه ترک کن!

ای مرگ بیا و مرا در سایه ی رحمت خود آرامش ببخش!

چه فلک زده ام! چه روسیاهم ! چقدر مغرور و
خودخواهم! چقدر خود را بزرگ می شمرم!

چه انتظارات بی جایی دارم! چه آرزو های دور و دراز!

چه امید های بی اساس!

چه خواسته های غیر قابل تصور!

انسانی گناهکارو روسیاه ، ومغرور ...

اوه خدا چقدر بدبختم!

چقدر بیچاره ام!این خاک تیره بی مقدار که

برای دو روزی به حرکت افتاده است ،چه جسوراه و خودخواهانه زمین و آسمان و زمان را تیول خود می پندارد!

و چه مغرورانه همه ی وجود را برای خود می شمرد!و زندگی خود را ابدی تصور می کند!

هیهات که چه بیچاره و بدبخت است این انسان ، این انسان ضعیف و پست و گناهکار ، این انسان مغرور و زیاده طلب که جز خودخواهی و خود بینی چیزی کسب نکرده است!

خدایا مرا ببخش چقدر شرمنده ام ،

از پستی و بدبختی خود راه فراری نمی یابم!

خـــــــــدایا،ضعف و بدبختی خود را به درگاهت شفیع می آورم .

خــــــــدایا، دل شکسته ام را صادقانه تقدیمت می کنم.

_________________________________

پی نوشت:سلام این از بهترینای شهید چمران بود برام امیدوارم استفاده کنید.

پی نوشت: شوق پرواز، قسمت اولشو که سعادت نداشتم ببینم.نمی دونم چرا اما دل شوره می گیرم حتی وقتی تبلیغ این سریالو می بینم.شهدا اگه دارم کج میرم تو رو به خدایی که براش جون دادید نذارید...

التماس دعا

روسیاه بودم ...

یک سال و نیم ...بی سعادتی گریبان من را هم گرفت.

فراموش کردم درد دل هایم را به کجا می آوردم.و به چه کسانی می سپردم

درد هایم را نیز از یاد بردم..

اما امروز می خواهم به یاد بیاورم ... پروانگی هایتان را و زار زدن هایم را برای آمدنتان به خوابم.

اگر اغراق نکنم و نگویم خیلی بد شدم ، نمی توانم بگویم بهتر بودم... لمس می کردم بی خبریم را...

حاج ابراهیم هنوز طلاییه را ندیده ام .طبیعی است منی که سعادت نوشتن در اینجا را از دست داده بودم دیگر

انتظار طلاییه و شلمچه و فکه را چه است؟؟

دوباره می خواهم پیدا شوم..

________________________________________________

پ.ن:از همه ی کسایی که اومدن اینجا ولی من هنوز نرفتم خدمتشون عذر می خوام.

پ.ن:اینجا من کاری نمی کنم.فقط می نویسم،متعلق به شهداست.